من چه کارهایی میکنم؟

توانایی های من


برنامه نویسی جاوا

برنامه نویسی از اولین چیزهایی بود که به عنوان یه IT-Man یاد گرفتم. در واقع احساس خوبی که برنامه نویسی بهم داد جرقه شروع زندگی جدید من بود. من برنامه نویسی رو با جاوا یاد گرفتم و بعد 6 سال تدریس و استفاده از اون در محیط درس و کار جدی، احساس میکنم به عنوان یه ابزار عالی میتونم ازش همه جا استفاده کنم. البته جاوا همه جا جواب کار آدم رو نمیده بنابراین زبان های برنامه نویسی دیگه رو هم به تناسب نیاز یاد گرفتم و میگیرم.


اینترنت اشیا

به عنوان کسی که خودش رو برای تغییر دنیا آماده می کنه، باید همیشه با تکنولوژی های پیشرو و آینده دار آشنا باشم و در اون حوزه ها فعالیت جدی کنم. اینترنت اشیا هم از اون دست تکنولوژی های انقلابی هست که میتونه خیلی خوب به من در رسیدن به بخشی از هدفم کمک کنه. برای همین هم هست که الآن بیش از یک ساله تو این حوزه مشغولم. Thingify اولین استارت آپ من در این زمینه هست.



تحول کسب و کار

مسلما برای اینکه بتونم دنیای اطرافم رو تحت تاثیر قرار بدم باید بتونم شرکت و کسب و کار خودم رو متحول کنم. برای همین تو این همه مدت سعی کردم متحول کردن و بازسازی یه کسب و کار رو از اول و به شیوه درست یاد بگیرم. البته هنوز خیلی کم تجربه تر از اونی هستم که بخوام ادعایی در این زمینه داشته باشم. اما مطمئنا روش های خلاقانه ای که به ذهنم میرسه میتونه راه نجات هر کسب و کاری باشه حتی اگه چینی جماعت جلوی راه اون کسب و کار باشن.




هوش مصنوعی

هوش مصنوعی از اون چیزهایی بود که من به واسطه یه مسابقه، در همون اوایل دوره لیسانسم باهاش آشنا شدم. اینکه بعد از یکی دوسال بفهمی تمام اون کارهایی که تا الآن میکردی، بدون اینکه خودت بدونی، بنیان علمی هم داشته یه احساس فوق العادست. من این احساس رو با هوش مصنوعی تجربه کردم. همین احساس، من رو به این سمت سوق داد که تز دوره کارشناسی ارشدم رو کاملا مرتبط با هوش مصنوعی تعریف کنم و دو حوزه Information Retrieval و Speech Recognition رو باهم ترکیب کنم. ولی از حق نگذریم پیاده سازی یه شبکه عصبی برای نیاز خودت خیلی هیجان انگیزه.

من چه کارهایی کردم؟

تجربیات من

  • 1395



  • 1393-1395







  • 1393-1395








  • 1389-1393

















  • 1389






  • Thingify

    بعد از یکی دوسال کارمندی و شناخت بهتر خودم به این نتیجه رسیدم که من آدمی نیستم که بتونم یه جا بشینم و بیشتر 3-4 ماه یه کار تکراری رو انجام بدم. یه جورایی احساس میکنم اون ژن کارآفرینی نمیذاره چند ماه شرایط پایدار تو زندگیم حاکم باشه. برای همین تصمیم دارم یه تیم خوب جمع کنم و با یه ایده عالی شروع به بازار تکنولوزی های آینده مثل اینترنت اشیا کنیم. استارت آپ Thingify هم در همین راستا راه اندازی شده. به امید اینکه بتونیم تو آینده نزدیک دنیای اطرافمون رو تغییر بدیم.

  • کار همزمان با تحصیل

    یکی از اون سختی هایی که تهران در مقایسه با شیراز برای من داشت، اجبار به کار در کنار تحصیل بود. شرکت پیام افزار پیک آسا از اون شرکت هایی هست که برای کسی که تمایل به پیشرفت و کارهای فوق العاده داره، جای خیلی خوبیه. از آذر ماه سال 93 تا الآن که اینجا هستم خیلی چیزها رو یاد گرفتم. از کارتیمی تو محیط شغلی و جدی و اینکه چطور باید با تیمم زندگی کنم تا کلی مباحث فنی که اکثرا لبه علم دنیا هستن. تعداد مهارت هایی که یاد گرفتم انقدر زیاده که ترجیح میدم فقط تو رزومه و اکانت لینکداین بهشون اشاره کنم.

  • دوره کارشناسی ارشد

    بعد از یه مصاحبه عالی برای رشته هوش مصنوعی دانشگاه شیراز، می تونستم بدون کنکور وارد دوره ارشد بشم. اما خب فرصتهایی که تهران پیش روی من میگذاشت و دنیای جدیدی که روبه روی من باز می کرد، علی رغم همه مشکلاتی که وجود داشت، باعث شد که من تهران رو به شیراز ترجیح بدم و گرایش مالتی مدیای مهندسی IT دانشگاه تهران رو به عنوان رشته تحصیلی آیندم انتخاب کنم. البته موضوع پایان نامه پرهیجانم در کنار بقیه اتفاقات خوب، تونسته تا امروز من رو راضی نگهداره از انتخابم. ساختن یه موتور جستجوی صوتی برای من خیلی هیجان انگیزه.

  • دوره دانشجویی لیسانس

    هیجان پیدا کردن رشته مورد علاقم بهم کمک کرد تا هم به درس علاقه داشته باشم و نتیجه اون رو با رتبه سوم رشته شدن ببینم و هم تو بخش های غیر درسی خودم رو نشون بدم.

    • شاید شروع هیجان من نسبت به رشتم زمانی بود که تیممون بین کلی تیم سال بالایی خفن تو یه مسابقه برنامه نویسی خودی نشون داد و دوم شد،

    • اینکه بتونی به مرحله نهایی یه مسابقه علمی خفن مثل Iran Open 2012 راه پیدا کنی و تیمت رو به مرحله بعدی برسونی حسی بود که من تو اون سال همراه با تیمم تجربش کردیم.

    • لذت مسابقات ACM اونقدری زیاد بود که همیشه یه پای ثابت اون باشیم. حالا چه به عنوان شرکت کننده، داور و یا حتی مدرس.

    • کارهای به قول فرنگیا volunteerی زیادی که انجام دادیم تو محیط انجمن، باعث شد خیلی چیزها یاد بگیریم. در حقیقت انجمن علمی IT تو اون دوره انقدر هیجان و انرژی به آدم میداد که حاضر بودی بخش زیادی از زمانت رو اونجا بگذرونی. در حقیقت تجربه کار گروهی انجمن علمی، درکنار فرصتهایی که برای یاد گرفتن از بقیه و یاد دادن به بقیه بهم داد، بخش مهمی از پیدا کردن مسیر زندگی من رو شکل میده. واقعا دلم برای اون روزها تنگ شده!

    • ...

  • قبولی در دانشگاه

    شبی که فهمیدم مهندسی IT دانشگاه صنعتی شیراز رو قبول شدم یکی از بدترین شبهای زندگی من بود! حتما می پرسید چرا؟! چون من به هیچ عنوان به دنیای کامپیوتر و IT علاقه ای نداشتم و فکر میکردم فقط با شیمی میشه دنیا رو عوض کرد. اما به یک سال نرسیده بود که فهمیدم کاملا اشتباه می کردم. علاقه ای که در مورد کامپیوتر و دنیای تکنولوژی در من شعله ور شد رو هنوز بعد از 7 سال حس میکنم. این علاقه باعث شد با عشق تو این زمینه کار کنم و خروجی های قابل قبولی هم بگیرم.

رزومه من

دانلود فایل رزومه